در سالهای اخیر یکی از پرسشهای پرتکرار در حوزه حقوق خانواده، امکان مطالبهی اجرتالمثل ایام زندگی مشترک پس از فوت شوهر توسط زن است؛ سؤالی که ذهن بسیاری را درگیر کرده و بررسی آن ضرورتی جدی یافته است. پیش از پرداختن به پاسخ، باید یادآور شویم که قانون فعلی کشور تنها دو ماده قانونی صریح در زمینهی حق زن برای دریافت اجرتالمثل در ایام زوجیت دارد. در گذشته، بند «الف» تبصره ماده ۶ قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق هم به این موضوع پرداخته بود، اما این بند دیگر اعتبار قانونی ندارد و کنار گذاشته شده است.
در حال حاضر، دو مرجع قانونی معتبر برای مطالبه اجرتالمثل وجود دارد:
- تبصره ماده ۳۳۶ قانون مدنی که در سال ۱۳۸۵ به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسید.
- ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۹۱.
بر اساس این دو ماده، بهویژه تبصره ماده ۳۳۶ قانون مدنی، هیچگونه محدودیتی برای طرح درخواست اجرتالمثل بعد از فوت شوهر وجود ندارد. بهعبارتی دیگر، قانونگذار این حق را فقط به دوران حیات مرد محدود نکرده است. بنابراین، اصل قانون اجازه میدهد زن حتی پس از درگذشت همسرش، از ورثهی او درخواست اجرتالمثل کند، البته بهشرط رعایت سه نکته کلیدی:
- زن باید بتواند نشان دهد که در طول زندگی مشترک، اقدام به انجام کارهایی کرده که از نظر شرعی وظیفهاش نبوده است (مانند کارهای خانه).
- همچنین باید مشخص شود که این امور را به خواست یا دستور مستقیم شوهر انجام داده است.
- و در نهایت باید قصد تبرع (یعنی رایگان انجام دادن آن کارها) را نداشته باشد، یعنی نیتش از ابتدا دریافت دستمزد یا جبران بوده است.
در خصوص شرط اول، هرچند در نظام حقوقی اصل بر عدم است و کسی که ادعایی دارد باید آن را اثبات کند، اما در بستر زندگی زناشویی در جامعه ما، انجام امور خانه از سوی زن عرفاً بدیهی تلقی میشود. به همین دلیل، در اکثر موارد، زن برای اثبات این شرط نیازی به دلیل و مدرک خاص ندارد و همین ظاهر و عرف میتواند مؤید ادعای او باشد.
با اینکه در عرف زندگی خانوادگی معمولاً زن مسئول رسیدگی به امور خانه تلقی میشود، اما در خصوص شرط دوم برای دریافت اجرتالمثل، بار اثبات بر عهده زوجه است. یعنی این زن است که باید نشان دهد انجام کارهای منزل به درخواست یا دستور صریح شوهر بوده و بدون آن درخواست، انجام این امور از سوی او صورت نمیگرفت. بهعبارتی، صرف انجام کار کافی نیست، بلکه ارتباط مستقیم آن با خواست شوهر باید اثبات شود.
اما در مورد شرط سوم، یعنی اثبات عدم قصد تبرع (رایگان نبودن خدمات)، میان دیدگاه قضات اختلافنظرهایی وجود دارد. برخی از قضات به اصل حقوقی عدم تبرع استناد میکنند؛ بدین معنا که اصل بر این است که هیچکس بدون چشمداشت کاری برای دیگری انجام نمیدهد، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. بنابراین، در این دیدگاه، مرد یا ورثهی او باید ثابت کنند که زن این خدمات را مجانی انجام داده است.
در مقابل، گروهی دیگر از قضات بر این باورند که اگرچه اصل عدم تبرع یک قاعده حقوقی پذیرفتهشده است، اما در بستر زندگی خانوادگی، عرف و رفتار اجتماعی حکایت از آن دارد که بسیاری از زنان با انگیزه محبت، علاقه و بدون هیچگونه چشمداشتی در اداره خانه مشارکت میکنند. بنابراین، این عرف اجتماعی بهنوعی بر اصل حقوقی عدم تبرع غلبه دارد و مانع استناد مطلق به آن میشود.
نتیجه این دو دیدگاه متضاد، صدور آرای متفاوت در دادگاهها طی سالهای اخیر بوده است. با این حال، تجربهی میدانی وکلای خانواده نشان میدهد که رویه غالب در محاکم امروز، تمایل به آسانگیری در پذیرش درخواست اجرتالمثل است. یعنی قضات عموماً اصل را بر این میگذارند که زن رایگان کار نکرده و بار اثبات تبرع را به دوش شوهر یا ورثه او میاندازند.
با این حال، این رویکرد در مواردی که شوهر فوت کرده باشد، با احتیاط بیشتری دنبال میشود. چرا که پس از درگذشت شوهر، طبیعتاً امکان ارائه مستقیم گواهی یا دستور شفاهی از سوی او وجود ندارد و همین مسئله، فرآیند اثبات انجام کار به دستور شوهر را برای زن دشوارتر میکند.
بنابراین، اگرچه از منظر قانونی مانعی برای مطالبه اجرتالمثل از ورثه شوهر وجود ندارد، اما اثبات شرایط لازم، بهویژه پس از فوت مرد، به پیچیدگیهایی همراه است که نیازمند دقت و آمادگی بیشتر از سوی زوجه یا وکیل اوست.
جالب است بدانید که در شرایطی که زوجه فوت کرده باشد، مسیر مطالبه اجرتالمثل از سوی وراث او بهمراتب دشوارتر میشود. در واقع، تجربه و رویه قضایی نشان میدهد که بیشتر دادگاهها در چنین مواردی، با سختگیری بیشتری برخورد میکنند و در اغلب موارد، دادخواست وراث زن برای مطالبه اجرتالمثل از شوهر را نمیپذیرند.
علت اصلی این دیدگاه آن است که ادامه زندگی مشترک تا پایان عمر زوجه، بدون هیچگونه مطالبه رسمی از سوی او، بهنوعی نشانه رضایت، گذشت یا حتی انجام امور بهصورت رایگان تلقی میشود. در نظر بسیاری از قضات، عدم طرح دعوا در زمان حیات زوجه میتواند به معنای تبرعی بودن خدمات زن در زندگی مشترک تعبیر شود.
از سوی دیگر، وراث زن برای موفقیت در چنین دعوایی باید اثبات کنند که زوجه، کارهای منزل را با خواست و دستور مستقیم شوهر انجام داده است. این مسئله در شرایطی که مرد با ادعای آنان مخالفت کند، بهطور طبیعی با موانع و پیچیدگیهای زیادی مواجه خواهد شد. چرا که شهادت یا تایید زنده از سوی زوجه وجود ندارد و دادگاهها در فقدان شواهد قوی، معمولاً به نفع مرد رأی میدهند.
در نتیجه، مطالبه اجرتالمثل از سوی وراث زوجه پس از فوت او، هم از نظر حقوقی و هم از نظر اثباتی، با موانع جدی همراه است و موفقیت در این مسیر نیازمند دلایل محکم و مستندات قابل توجهی است که در عمل بهندرت فراهم میشوند.


دیدگاهتان را بنویسید